صفحه اصلی سایت محسنی mohseni family news
  • به صفحه ای اینترنتی خاندان محسنی اراکی خوش امدید




    full screen background image

    محمد یوسف‌ خان گرجی معرف به سپهداراعظم

  • تصویری از یوسف خان گرجی از آلبوم خانوادگی شان


    محمد یوسف‌ خان گرجی معرف به سپهداراعظم

    یوسف‌خان گرجی از حاکمان گرجی ایران در زمان حکومت قاجار و بانی شهر اراک (سلطان آباد) است که مدت کوتاهی به نیابت از طرف سلطان محمّد میرزا سیف الدّوله پسر فتح علی شاه حکومت اصفهان را برعهده داشت. او در جنگ‌های ایران و روس هنگام حملهٔ روس‌ها به گیلان مأمور دفع آنها شد و با کشتن هزار روس آنها را شکست داد و از گیلان عقب راند.حوزهٔ حکومتی وی علاوه بر اراک نواحی کزاز، کمره، وفس، تفرش و آشتیان را هم در بر می‌گرفت.

    در پهن دشت سرزميني به نام عراق عجم ، كه يك سوي آن را تهران قديم و قم ، سوي ديگر را اصفهان و ديگر سوي آن را همدان تشكيل مي داد و از دسترس ديده بانان حكام قاجار پنهان مانده و هر لحظه دستخوش تحولات ناخوشايند براي شاهان عصر بود ، نخستين انديشه هاي بناي شهري تازه در ذهن سپهدار قاجار ، محمديوسف خان گرجي ، معروف به سپهدار اعظم ، كه نسبتي نزديك با فتحعلي شاه داشت ، درخشش گرفت .

    يوسف خان گرجي كه مردي مقتدر و تحصيل كرده بود ، بارها قابليت هاي نظامي و مهندسي خود را به ظهور رسانده بود، وي نا امنيهاي منطقه عراق عجم را بي ربط و بي تأثير از نبود پايگاه محكم نظامي حكومت در منطقه نمي دانست، منطقه اي كه از عهد سلسله زنديه به كرات دست به دست گرديده و ميدان تاخت و تاز خوانين و حكام بود ، به ويژه در سال هاي اول حكومت قاجار ، كه مردي بي باك و پهلواني آزموده چون ايماني خان فراهاني ، بارها پرچم اقتدار خود را در منطقه افراشته و در سايه آن، دلير و خودسر، سر از فرمان حكومت مركزي پيچيده و بر آن فرمانروايي كرده بود.

  • وقتي يوسف خان در سال 1228 ق، فرمان ايجاد قلعه نظامي را از فتحعلي شاه قاجار دريافت داشت، با سليقه و شم نظامي خود، در نقطه خوش منظره و با صفايي ( بر خرابه هاي قلعه هاي هشت گانه دهي به نام « دسگره » )، كه نسبت به خطه عراق مركزيت و به اطراف و جوانب اشراف داشت، در نقطه آخر منطقه فراهان و اول خاك كزاز در دامنه شمالي رشته جبال خوش منظر ، كه از شدت سرماي زمستان در امان و از حدت گرماي تابستان محفوظ و از امكانات ارتباطي و منابع آب قنوات بهره مند بود ، مكان شهر جديد را انتخاب كرد.

    در فاصله سه سال، همت يوسف خان مايه پيدايش اولين شهر نوين ايران گرديد، شهري با نقشه اي معين و رعايت ملاحظات دقيق، به صورت قلعه اي نظامي در سرزميني مستطيل شكل به ابعاد 850 در 600 متر، با طرحي شطرنجي و با گذرهاي موازي و مستقيم، همگي در راستاي قبله، شهري كه سياحان اروپايي و شاهاني چون فتحعلي شاه، ناصرالدين شاه و شاهزادگاني چون اعتمادالسلطنه آن راآن را ستودند و همگان از هماهنگي و تقارن و زيبايي آن سخن ها گفتند و در سفرنامه ها نوشتند:عروس جهان، ملك اراك، زيبارويي كه چشم هر بيننده اي را خيره مي ساخت، چهره نمود.

    فتحعلیشاه قاجار برای سرکوب عبدالله پاشا که در بغداد اقدام به نافرمانی از شاه می‌نمود، یوسف‌خان را به همراه محمدعلی دولتشاه به این شهر گسیل داشت تا عبدالله پاشا را سرکوب کنند. سپاه شاه چون به نزدیکی بغداد رسید، والی شهر، جعفر کاشف‌الغطا را که دارای احترام و مقام نزد فتحعلیشاه بود، واسطه کرد تا جنگ در نگیرد. وی نیز چنین کرد و موضوع با مذاکره پایان یافت.

    در سال ۱۲۳۸ هجری قمری، عباس میرزا، به منظور مقابله با اکراد که به سلماس و حدود آن تجاوز کرده بودند، با دستور به یوسف‌خان مبنی بر دفع آنها و همراه کردن فوج بهادران و فوج ینگی با وی، وی را به نبرد با آنها گماشت. در جنگی که میان سپاهایان شاه و اکراد روی داد، اکراد شکست خورده و فرار کردند.

    در زمان فتحعلی شاه قشونی به نام عراق (عراق عجم) و سپهداری یوسف خان گرجی تشکیل گردید و فتحعلی شاه به فکر سربازگیری از مردم این سامان افتاد. یوسف خان گرجی از شاه تقاضا نمود که برای مرکز قشون قلعه‌ای نظامی احداث کند. به همین جهت تأسیس ساختمان اولیه شهر به‌صورت قلعه‌ای به نام سلطان آباد، شروع و در سال ۱۲۲۳ خورشیدی (۱۸۰۸ میلادی) به پایان رسیدیوسف خان گرجی. در زمان سلطنت فتحعلیشاه قاجار در سال 1222 ه . ق منصب سپهداری یافت و به حکومت عراق ( اراک ) منصوب شد . درسال 1240 که فتحعلیشاه سلطان محمد میرزا پسر سی و هشتم خود را در سن سیزده سالگی ملقب به سیف الدوله کرده و به حکومت اصفهان فرستاد یوسف خان سپهدار به وزارت او تعیین شد و به اصفهان رفت و در همین سال از دنیا رفت و منصب وی را به پسرش غلامحسین خان که آن موقع حاکم اراک بود ، دادند . غلامحسین خان فرزند یوسف خان که به سپهدار دوم معروف شددر سال 1223 متولد و در 1304 از دنیا رفت ویکه پیش از 1240 حاکم اراک بود بعد ازمرگ پدرش در 1240 در سن هفده سالگی به منصب سپهداری رسید و در همین سال با دختر بیست و دوم شاه به نام ماه بیگم ازدواج و داماد فتحعلیشاه شد .

    وی در سال 1266 حاکم اصفهان و در 1272 حاکم کرمان و در سال 1276 به عضویت شورای دولتیکه ناصرالدین شاه تشکیل داده بود منصوب ، و در 1286 وزیر عدلیه و در 1288 عضو دارالشورای کبری شد .پس از وفات او پسرش محمدعلی خان معروف به آقاسردار به لقب پدرخویش ملقب گردید .

    البته یوسف خان گرجی چهار پسر داشت یکی از آنها همین غلامحسین خان و دیگری نامش ظاهرا اکبرخان بوده که در زمان حیات پدر از دنیا رفته و نیز پسری هم به نام اسفندیارخان داشته که در زمان سپهداری غلامحسین خان از طرف عمونیابت حکومت فراهان و تمام صفحات غربی و شمال غربی اراک را داشته است .فرزند سوم او حاج رضا قلی خان بوده که از طرف برادر نیابت حکومت صفحات شرقی تا کمره ، گلپایگان و خوانسار را دردست داشته و فرزند چهارم یوسف خان معروف نبوده است

    تاریخجه گرجی‌های ایران

    گرجی‌های ایران عده‌ای از مردم گرجی، و یکی از قومیت‌های ساکن ایران هستند که اجداد آنها عمدتاً به دلیل مقاومت در برابر پادشاهان ایران، از وطن خود گرجستان، به ایران تبعید می‌شدند. به طوری که در طول حکومت سلسله‌های صفویه، افشاریه و قاجاریه حدود سیصد هزار گرجی در: قزوین، گیلان، مازندران، گلستان، اصفهان، فارس، خراسان و تهران ساکن شده‌اند و امروزه پس از گذشت حدود سه قرن، فقط صد هزار تَن از آنان قابل شناسایی هستند که از این میان برخی از گرجی‌های مناطقِ ساحلیِ شمالِ ایران با حفظ برخی از عناصر فرهنگی خود یعنی: لباس، رقص، موسیقی، آشپزی و معماری شناخته می‌شوند و همچنین بعضی از گرجی‌های مناطقِ کوهستانیِ غربِ اصفهان به واسطهٔ تکلّم به زبان مادری خود قابل شناسایی هستند

    نقش زنان گرجی در دورهٔ صفویه

    در کنار مردان گرجی که به بالاترین مقامات و مناصب کشوری و لشکری دورهٔ صفویه رسیدند، نباید از نقش زنان گرجی در این دوره غافل شد. تاورنیه دربارهٔ زنان گرجی چنین می‌گوید: «شاه حق دارد که زنان گرجی را ازدیگران عزیزتر شمارد زیرا مانند زنان کشور ما مهربان و رئوف و ملایم هستند و همگی از خانواده‌های اصیل و نجیبند و بی شک زیباترین موجودات آسیا هستند زنان سیه چردهٔ ایرانی هرگز به پای ایشان نمی‌رسند». زنان گرجی به دلیل نجابت و وجاهت مورد توجه قرار می‌گرفتند، چنان‌که بسیاری از بزرگان ایران و بیزانس زنان گرجی اختیار می‌کردند. مادر مارتا که از او بنیان‌گذار دولت صفوی متولد شد گرجی بود. شاه طهماسب، شاه عباس، شاه صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان دوم، خواجه نظام الملک طوسی و بسیاری از بزرگان ایران زمین زنان گرجی اختیار نمودند.

    زنان گرجی می‌توانستند بر پادشاهان تأثیر بگذارند. چنان‌که شاه عباس به خاطر زنان گرجی خود زبان گرجی را فراگرفته بود. آنها با شخصیت و نفوذ خود می‌توانستند در امور سیاسی خصوصاً از طریق حرم دخالت کنند چنان‌که در جانشینی شاه طهماسب زنان گرجی نیز در کنار مردان گرجی در تلاش ناموفق برای به سلطنت رساندن حیدرمیرزای گرجی نقش ایفا نمودند. خون گرجی در عروق خانوادهٔ سلطنتی

    و طبقات حاکمهٔ ایران جریان داشت و خانواده‌های معروف اصفهان نیز غالباً زنان گرجی را به همسری برمی گزیدند

    اسکان یافتن گرجی‌ها در ایران

    گرجی‌هایی که در دوران حکومت صفویه وارد ایران شدند، در نقاط مختلفی از این سرزمین سکنی گزیدند، چنان‌که شاردن می‌گوید: «در این روزگاران گرجی‌ها در سراسر ایران پراکنده‌اند... این پراکندگی را سبب این است که شاه عباس و جانشینانش مایل بودند جملگی را به کار بگمارند و به هر جا بفرستند و از زمانی که گرجستان شرقی (کاختی و کارتلی) به تصرف ایران در آمده، عدهٔ زیادی از مردم گرجستان را به ایران کوچانده‌اند. اکنون همهٔ آنها در کاری که بدان پرداخته‌اند پیشرفت کرده‌اند و زندگی پر آسایشی دارند و بسی کارهای مهم که به دست گرجی تباران اداره می‌شود».

    گرجی‌هایی که در دوران شاه طهماسب یکم به ایران داخل شدند به احتمال زیاد در پایتخت آن زمان صفویه یعنی قزوین و نواحی نزدیک آن ساکن شدند، چرا که آنها به زودی توانستند در دربار شاه طهماسب گروهی با نفوذ و صاحب موقعیت و قدرت را تشکیل دهند و شاه عباس در ابتدای سلطنت خود به آسانی به آنها دسترسی داشت تا نیروی سوم خود را از آنها تشکیل دهد.

    تنها موردی که در عالم آرای عباسی به محل اسکان گرجی‌ها اشاره شده است، مربوط به اسکان ۳٬۰۰۰ خانواده از گرجی‌هایی می‌باشد که در حملهٔ سال ۱۰۲۵ ق / ۱۶۱۶ م توسط عیسی خان قورچی باشی به فرح‌آباد مازندران کوچانده و در آنجا طرح اقامت انداختند. لیکن از سفرنامه‌های سیاحان اروپایی می‌توان به راحتی نقاط دیگری را که جمعیت عظیمی از گرجی‌ها در آنجا اسکن بوده‌اند شناسایی نمود.

    اسلام آوردن گرجی‌های ایران

    گرجی‌ها پیش از ورود به ایران، مسیحی، و پیرو کلیسای ارتدکس گرجی، اما پس از ورود به ایران همگی با اختیار یا اجباروتهدید لبه ی تیز شمشیر مسلمانان؛مسلمانان شدند.

    گرجی‌ها از نظر زمان و نحوهٔ دگرگونی دین در ایران به دو دستهٔ بزرگ تقسیم می‌شوند: خواص و عوام

    خواص از شمار پادشاهان، شاهزادگان و بزرگان شرق گرجستان (کاختی و کارتلی) می‌باشند. با اقتدار دولت صفوی و توسعهٔ نفوذ و اعمال حاکمیت آنها بر گرجستان با توجه به اینکه به آسانی می‌توانستند پادشاهان گرجستان را عزل و نصب نمایند، معدودی از پادشاهان برای تأیید حکومت خود از سوی دولت صفوی و در امان ماندن از حملات پادشاهان صفوی به دین اسلام می‌گرویدند، اگرچه بیشتر این موارد کاملاً ظاهری بود و به سرعت تغییر دین داده و به دین نخستین خود بر می‌گشتند و بنا بر نظر لکهارت «اعضای طبقهٔ حاکم گرجستان غالباً به اقتضای مصلحت یعنی چون به ایشان از طرف شاه مقام و منصبی تفویض می‌شد روگردان از قبول اسلام نبودند و به همین سهل و سادگی دوباره به کیش و آئین پیشین خویش باز می‌گشتند».

    شاردن باور دارد شاه عباس «گروهی از برجستگان گرجستان را متدین به دین اسلام کرده بود تا به هنگام ضرورت از وجودشان استفاده کند»