صفحه اصلی سایت محسنی <اقلیتهای مذهبی

به صفحه ای اینترنتی خاندان محسنی اراکی خوش امدید



  • تاریخچه اقلیتهای مذهبی در اراک


  • پيشينه تاريخي كليميان اراك

  • یادواره سارا بت آشر (نوه حضرت يعقوب)

    پيشينه تاريخي كليميان اراك

    اشاره: مقاله زير گزيدهاي است از مطلبي به همين نام كه در فصلنامه تحقيقات فرهنگي - هنري استان مركزي (راه دانش - شماره 8 - پائيز و زمستان 1377) به چاپ رسيده است.

    كليميان در استان مركزي

    از زمانهاي دور مكانهاي مقدس (معابد) كليميان در نزديكي يا همجواري نقاط تاريخي استان مركزي نظير ساوه، خمين، دليجان و شراه قرار داشتهاند همانند آرامگاه «استر و مُردخاي» در همدان، چهار انبياء در قزوين، «حبقوق نبي» در تويسركان و «اشموئيل پيغمبر» در شمال غرب ساوه. بنا به نظر يكي از كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي استان مركزي: «ميتوان پذيرفت كه وجود آثار مقدس نشان از گسترش و تأثير آيين حضرت موسي (ع) در ابعاد تاريخي خود داشته و بسياري از ساكنين نقاط مختلف نيز تحت الشعاع نفوذ آن قرار داشتهاند مانند جاورسيان در بخش شراه شهرستان اراك، در ساوه شنيدم كه زبان و بعضي از سنن اهالي الوير واقع در منطقه كوهستاني خرقان بسيار به زبان يهوديان نزديك است كه در اين زمينه هنوز بررسي لازم به عمل نيامده است.».

    درباره پيشينه كليميان استان مركزي اطلاعات زيادي در دست نيست. ولي با توجه به قرار گرفتن استان مركزي در ميان مراكز مهم مذهبي و تجمع يهوديان يعني همدان، اصفهان، كاشان و تهران، بيشك گروههايي از ايشان در منطقه استان مركزي حضور داشتهاند و از آن جهت كه به جز ساوه شهر قابل توجهي تا قبل از تأسيس شهر اراك در اين منطقه وجود نداشته، بايد حضور ايشان را در روستاهاي اين ناحيه جستجو نمود. به همين دليل، آمار دقيقي نيز از كليميان استان مركزي طي سدههاي اخير در دست نيست. در سرشماري سال 1335 تعداد يهوديان ايران 65232 نفر گزارش گرديده است كه در اين ميان استان مركزي به مركزيت تهران داراي 35942 نفر يهودي بوده است كه 11/55 درصد يهوديان كشور را شامل ميشده است. در سرشماري سال 1345، تعداد يهوديان ايران 60683 نفر گزارش شده است كه استان مركزي با42717 نفر 74/68 درصد يهوديان كشور را در خود جاي داده بود. طبق همين سرشماري جمعيت كليميان شهرستان اراك 273، شهرستان تفرش 10 نفر، شهرستان خمين 70 و شهرستان محلات 7 نفر گزارش شده است.

    با توجه به اطلاعات فوق مشخص ميگردد در سال 1345 در شهرستانهاي اراك، تفرش، خمين و محلات تعدادي كليمي سكنا داشتهاند. همچنين در روستاي سنجان اراك وجود تعدادي از يهوديان گزارش شده است كه هم اكنون گورستاني نيز در آنجا از ايشان موجود است.

    كليميان در اراك

    اطلاعات دقيقي از اولين حضور كليميان در شهر اراك در دسترس نيست. برخي اعتقاد دارند: «تعدادي يهودي در اوايل تأسيس قلعه سلطان آباد در سال 1231 ه.ق. در روستايي به نام دستجرده زندگي ميكردند تا اين كه پس از اتمام بناي قلعه سلطان آباد توسط يوسف خان گرجي آنها را به داخل قلعه آوردند و علت انتقال آنها هم اين بود كه اكثريت قريب به اتفاق آنان تاجر، دكتر و داروساز بودند» (روابط عمومي فرمانداري سربند، اقليتهاي مذهبي در شهرهاي اراك و شازند، سال 1370) كه البته سند معتبري در اين خصوص ارائه نشده است. مصاحبه به عمل آمده با برخي كليميان، حاكي از آن است كه تعدادي از يهوديان، در گذشته از گلپايگان، كاشان و همدان به اراك مهاجرت كردهاند.

    برخي معتقدند كه يهوديان در دوره سلطنت ناصرالدين شاه به اراك مهاجرت نمودهاند: «معمرين از پدران خود، چنين به ياد دارند. در دوران سلطنت پنجاه ساله ناصري كه مملكت به آرامشي نسبي رسيد و تاخت و تاز اقوام ديگر به مرزهاي ايران كاهش يافت و جادهها امن گرديد، سلطان آباد نيز به بركت اين آرامش از رونق اقتصادي خوبي برخوردار بود و حكام محلي، به خصوص برادر اميركبير (ميرزا حسن خان)، مستوفي ممالك و نمايندگان او با رعايا و مردم خوش رفتاري ميكردند. اين امر باعث شده بود كه 85 خانوار يهودي از «سه ده»، «سنجان» و ساير نقاط به سلطان آباد مهاجرت كنند. اينان در شمال شرقي «گذر سپهداري» در ضلع شرقي «خيابان محسني» محلهاي احداث نموده و در آن سكونت داشتند» (كندي، مهدي، راه دانش 13 و 14، 97) كه البته در اين خصوص نيز سندي ارائه نشده است.

    كليميان اراك، در محله قلعه (خيابان محسني) ساكن بودهاند و براي آنكه از گزند و تعرض، در امان باشند خود را تحت حمايت «حاج آقا محسن عراقي» از ملاكين و مجتهدين بزرگ آن روز قرار ميدهند و چندي بعد در همين محله كنيسهاي بنا مينمايند و از آنجا كه اكثر آنها به كسب و كار و تجارت مشغول بودند كاروانسرايي از موقوفات حاج آقا محسن اجاره نموده و در آنجا به تجارت و خريد و فروش مشغول ميگردند به طوري كه اين كاروانسرا به نام ايشان معروف ميگردد.

    اولين خبر در مورد كليميان اراك مربوط به حدود سالهاي 1311 و 1312 قمري مصادف با حدود سالهاي 1272 و 1273 شمسي ميگردد و آن مربوط است به نزاعي كه بين مسلمانان و كليميان در بازار رخ ميدهد. مرحوم ابراهيم دهگان در كتاب «كارنامه يا دو بخش ديگر از تاريخ اراك» مشروح آن را به شكل ذيل بازگو نموده است: «در اواخر 1311 حكومت عراق [اراك] نصيب نواب والا عمادالدوله گرديد. حدود 14 ماه به عنوان فرماندار در عراق [اراك] حكومت ميكردند. از وقايع زمان ايشان جنگ بين مسلمانان و يهوديان است. شرح اجمالي داستان آن كه عدهاي از يهوديان در كاروانسراي موقوفه، مستأجر و خود را تحت حمايت مرحوم حاج آقا محسن قرار داده بودند. يك روزي يكي از مؤمنين در حين اداي فصول اذان كه به بَدان لعن ميفرستاد از جمله به يهوديان نفرين كرد. دستهاي از جوانان يهودي به مقابله برخواستند [برخاستند]. عدهاي از مسلمانان به كمك مؤذن، حق آنها را به كف دستشان گذاشته كار از حدود بازار بالاتر گرفت و مرحوم ضياءالدين به كمك بازاريها چريكي تهيه كرده و وارد بازار شدند و از اين طرف نوكرهاي آقا دخالت كردند و جنگ درگرفت در نتيجه پنج نفر تلفات گرفته شد؛ از طرفداران حاج آقا محسن يك نفر و از آن طرف چهار نفر. از جمله عباس كاشاني يكي از مردم گاوخانه از اطرافيان حاج ذكر كشته شد عدهاي از مردم حصار براي شكايت به تهران رفته و سر و صدايي راه انداخته آقا را به تهران خواستند تا سال 14 آقا در تهران بود.» (دهگان، ابراهي، كارنامه يا دو بخش دگر از تاريخ اراك، 198).

    از اين واقعه - كه حدود 80 سال پس از تأسيس شهر اراك اتفاق افتاده است - ميتوان نتيجه گرفت كه سالها پيش از اين، اقليت كليمي در اين شهر سكونت داشته و جزو اولين گروههاي مهاجر به اين شهر هستند كه از مناطق يهودنشين اطراف مانند سنجان و همچنين شهرهاي خمين، گلپايگان و كاشان به اين شهر مهاجرت نمودهاند.

    جمعيت كليميان اراك

    همان گونه كه ذكر شد آمار دقيقي از اولين كليميان اراك در دست نيست ولي با توجه به وجود يهوديان در روستاي «سنجان» اراك و اخبار مربوط به درگير مسلمانان و كليميان در حدود سال 1273 شمسي (1312 قمري) ميتوان نتيجه گرفت كه يهوديان، از اولين اقليتهاي ساكن در شهر اراك بودهاند و تقريباً در پنجاه سالِ اولِ تأسيس شهر، به اين شهر مهاجرت كردهاند.

    در سال 1328 شمسي از كليميان اراك جهت انتخاب نماينده در مجلس شوراي ملي، رأيگيري به عمل مي آيد كه در رأيگيري 476 برگ تعرفه توزيع ميگردد (نامه عراق، شماره 1275، 29/12/1328) كه با احتساب تقريبي جمعيتي كه شرايط رأي دادن نداشتهاند، ميتوان گفت كه بيش از هزار نفر كليمي در اين شهر سكونت داشتهاند.

    رضا وكيلي طباطبايي تبريزي كه در حدود سالهاي 1334 در شهر اراك حضور داشته است، مينويسد:

    «از ملت يهود و بني اسرائيل در شهر اراک زيادتر از شصت نفر و معدودي خانوار نمي شود. كارشان دلالي و طبابت قديمي است كه بي علم و بي تجربه نسخه ميدهند. ملا ابراهيم خان عالم آن گروه است.» (وكيلي طباطبايي تبريزي، رضا، تاريخ عراق (اراك)،400) كه البته اين آمار با توجه به رأيگيري و آمار سال 1345 كه در ادامه ميآيد، صحيح به نظر نميرسد.

    «در اولين سرشماري كه در سال 1335 انجام ميگيرد كل كليميان ايران 65232 نفر برآورد ميگردد. در استان مركزي به مركزيت تهران در اين سرشماري 35942 نفر يهودي ساكن بودهاند.

    در دومين سرشماري كه در سال 1345 انجام ميگيرد در شهرستان اراك 273 نفر از كليميان ساكن بودهاند.» (سازمان برنامه و بودجه استان مركزي، آمارنامه استان مركزي، سال 1350، 17)

    «طي سرشماري سال 1355، جمعيت كليميان استان مركزي به مركزيت تهران 44554 نفر برآورده گرديده است. براساس همين سرشماري جمعيت شهر اراك 116832 نفر و مشتمل بر 24493 خانوار بوده است كه 4/0 درصد آن را پيروان اديان ديگر تشكيل ميداده است.» (مركز آمار ايران، سرشماري عمومي نفوس و مسكن، 1355، شماره 163،ژ)

    در سرشماري سال 1365 جمعيت كليميان ايران 26354 نفر برآورد شده است كه در شهرستان اراك 43 نفر (20 مرد و 23 زن)، خمين 21 نفر، ساوه 1 نفر، سربند 2 نفر و محلات 2 نفر مرد ساكن بودهاند. در سرشماري سال 1375 كل جمعيت كليميان استان مركزي 13 نفر اعلام ميگردد كه همگي در شهر اراك ساكن و شامل 5 مرد و 8 زن بودهاند. اين امر نشان دهنده مهاجرت اكثر يهوديان از اين استان ميباشد.

    شغل كليميان

    از جمله مشاغلي كه كليميان اراك بدان مي پرداخته اند طبابت بوده است. البته اينان غالباً به روش تجربي و سنتي به مداواي بيماران مي پرداخته اند. «نامه عراق» در مقالهاي به عنوان «وظايف عمومي، صحت خود را حفظ كنيد» به انتقاد از مردم ناداني ميپردازد كه به جاي مراجعه به پزشكان حاذق به يهوديان مدعي طبابت مراجعه مينمايند:

    «... و به جاي آن كه در بحران مرض به طبيب حاذق رجوع نمايند قفل خانه فلان يهودي مدعي طبابت را ميچسبند و بالاخره در اثر اين بي مبالاتي و اعتقاد به خرافات خود، همسر و يا جگر گوشه نازنين را به لب پرتگاه مرگ سوق داده و با يك ضربه چكش كه بر درب خانه فلان كليمي و يا قابله غير مجاز بيسواد جاهل ميزنند و . . .» (نامه عراق، شماره 151،1)

    علي رغم اين توصيف، بسياري از مردم جهت مداواي امراض خود به پزشكان يهودي مراجعه مي نموده اند و بعضي از پزشكان آنها از احترام خاصي برخوردار بوده اند، از جمله خانواده دكتر الهي (كه بعداً مسلمان شدند، دكتر يحيي، ميرزا شكرا... يهودي، حكيم موسي طبيبيان و برخي خانواده اي يهودي ساكن در سنجان اراك كه عبارت بودند از:

    خانواده اسحاق، فرزند ربيع كه مادرش كم و بيش بيماريهاي ساده را درمان ميكرد. خانواده يونس كه اطلاعات طبي داشته و بيماريهايي چون سرماخوردگي، سياه زخم و امثال آن را مداوا ميكرد.

    «از دهه 1340 پزشكان دانشگاه ديده به تدريج در اين شهر خدمت كردهاند كه ميتوان به نامهاي دكتر مراديان، دكتر وحدت، دكتر فاميلي، دكتر صفوتي، دكتر نصرتي، دكتر داودي و دكتر سليماني اشاره كرد» (انجمن كليميان ايران، دستنويس، سال 1379) كه برخي مقبوليت عام يافتند به طوري كه در مجلس ترحيم دكتر مراديان در سال 1377، بسياري از مردم، پزشكان اراك و حتي روحانيون شهر شركت داشته و در بزرگداشت او - كه در مسجد حاج تقيخان اراك برگزار گرديد - وعاظ، سخنرانان و شعرا به ايراد سخن پرداختند.

    جزوه «اقليتهاي مذهبي در شهرهاي اراك و شازند» نيز در مورد مشاغل كليميان مينويسد:

    «از ديگر مشاغلي كه يهوديان اراك بدان اشتغال داشتند پارچه فروشي (بزازي) و خرازي ميباشد كه تا قبل از سال 1370 افراد ذيل در بازار اراك به اين شغل ميپرداخته اند. دانيال مراديان، دانيال آقائيان، نصرت ا... رباني، نجات ا... ماخاني، افلاطون ماخاني، باباجان مراديان، موسي نيساني، احسان رباني.» (روابط عمومي فرمانداري سربند، اقليت مذهبي در شهرهاي اراك و شازند، 1377). شكر ا... مراديان، موسي شيرازي و حبيب گبايي نيز از ديگر كليمياني هستند كه به بزازي اشتغال داشتهاند.

    «شغل يهوديان بيشتر تجارت و فروش پارچه بود...» (كندي، مهدي، راه دانش 13 و 14، 97).

    فرهنگ و آموزش

    در اسناد موجود، مدرسهاي خاص كليميان ثبت نشده و به اين ترتيب، احتمالاً كودكان كليمي، خط عبري را بيشتر توسط والدين و مابقي علوم را در مدارس موجود شهر تعليم ميديدهاند. طبق گزارش انجمن كليميان «در دهه 1330 آموزشگاه شبانه و همچنين در ايام تابستان كلاسهاي روزانه جهت تدريس دروس شرعيه و زبان عبري داير بود كه اين كلاسها تا حدود سال 1347 ادامه داشته است.» (انجمن كليميان ايران، دستنويس، سال 1379)

    همچنين به جز يك كنيسا كه محل اداي فرايض مذهبيِ آنان بوده، مكان فرهنگي ديگري در شهر نداشته اند. در عرصه هنر نيز به جز داير كردن عكاسخانه از كليميان اثري مشاهده نگرديده به طوري كه حتي سنگ قبرهاي ايشان نيز توسط سنگ تراشان مسلمان، ساخته ميشده است و نام و نشان سنگ تراش بر برخي قبور حك شده است. در مورد داير كردن عكاسخانه نشريه يادداشت جوان مينويسد: «در سالهاي بين 39 - 1334 عكاس خانه هاي ديگري به مجموعة عكاس خانه هاي اراك افزوده شد از جمله: عكاسي وينتور و عكاسي ميترا، كه گردانندگان اين دو عكاسي يهوديان بودند... در آن زمان عكاسي ميترا در خيابان شهرباني قديم واقع شده بود.» (اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان مركزي، بولتن يادداشت جوان، تاريخ عكاسي اراك از گذشته تا امروز، شماره 1،4)

    رابطه مسلمانان و يهوديان

    رابطه مسلمانان و اهالي اراك با اقليت كليمي را بايد با توجه به اقشار موجود در شهر، جداگانه بررسي كرد. رابطه مردم با اين اقليت برخاسته از نگرش عوام نسبت به يهود بوده و از آزار آنها ابايي نداشتهاند. ولي عالمان و خواص، عمدتاً با مواسات و رأفت اسلامي با آنها برخورد ميكردهاند به طوري كه از همان ابتدا همانگونه كه ذكر شد، يهوديان خود را تحت حمايت و دركنف آيت ا... حاجي آقا محسن عراقي قرار داده و با حمايت وي در بازار اراك به اشتغال و امرار معاش مشغول بودهاند. در شرح احوال آيت ا... حاج آقا محسن ميخوانيم: «در زمان حيات مرحوم آقاي حاجي آقا محسن تعداد زيادي كليمي و ارمني در عراق [اراك] زندگي ميكردهاند و معظم له هميشه نهايت سعي را مبذول ميداشتهاند از هرگونه ظلم و ستم و زورگويي نسبت به اقليتها جلوگيري شود و اگر براي بعضي از افراد كليمي يا مسيحي ناراحتي در اراك پيش ميآمد براي رفع گرفتاري به مرحوم آقا متوسل مي شدند و در همه اوقات مي توانسته اند خدمت ايشان آمده و تظلم و شكايت نمايند. وجود معظم له موجبات آسايش خاطر اين اقليتها را فراهم و آقا را پشتيباني براي خود ميدانستند.» (خاكباز، علي اكبر، خاندان محسني اراكي، صفحه 93). از سوي ديگر محل سكونت كليميان اراك، در كوي سكونت عالم بزرگوار حضرت آيت ا... آقا نورالدين اراكي در محله قلعه قرار داشته است. در واقع با سكونت در كوچه آقا نور الدين به نوعي ضمن برخورداري از حمايتهاي ايشان، از گزند عوام مصون ميماندند. محبت و اخلاق حسنه آقا نورالدين باعث گرديده بود كه علاوه بر محبوبيت وسيعي كه در بين عامه مردم داشت اقليتها و به خصوص كليميان به وي علاقمند گشته و محب وي گردند.

    كتاب نورالباقي درباره ارتباط آقا نورالدين با كليميان مينويسد:

    «قبل از آقا نورالدين (ره) مردم، يهوديها را آزار ميدادند و گاهي برخوردهاي زيانبار و اسفزا از مسلمين سر ميزد كه به قداست اسلام در انظار ديگران لطمه ميزد. اما با اقامت آقا نورالدين در اراك، آن هم در محلة يهوديها كه نشانگر پناهندگي يهوديها به آن وجود مقدس بود، ديگر كسي جرئت نميكرد كه به آنها توهين يا آزار و اذيت نمايد. حقا كه آيينه صفات جدش بود و همانگونه كه خد.اوند در قرآن حضرت رسول را رحمه للعالمين خوانده، اين سلاله رسول ا... هم براي اين مرز و بوم نسبت به ارباب هر مذهب و آيين، باعث رحمت و فيض و بركت بود و بر تمامي دلها حكومت داشت. از اين رو هنگام ارتحال جگرسوزش يهوديان، تورات به دست، سيلي به صورت نواختند و قطرات اشك در رثايش چون ابر بهاري جاري ميساختند و مسيحيان در كنار مسلمانان، صليب به دست، با اهل اسلام ابراز همدردي و تأثر ميكردند» (نعيمي، داود، نورالباقي في كرامات آقا نور الدين عراقي،48)

    از ديگر موارد قابل ذكر، احداث حمامي براي اقليتها توسط «حاج محمد ابراهيم خوانساري» از تجار شهر اراك و پدر همسر آيت ا... العظمي حائري (ره) و آيت ا... العظمي اراكي (ره) است.

    در كتاب شرح احوال آيت ا... العظمي اراكي (ره) آمده است:

    «ايشان در آغاز به صنعت و حرفه قاشق چوبي سازي اشتغال داشته و سپس به تجارت فرش مشغول شده بود . . . آب انبار و حمام مردانه و زنانه ساخته و براي اين كه اهل كتاب (يهوديها) به حمام مسلمين نيايند و ضمناً در زحمت هم نباشند حمامي هم جداگانه براي آنها ساخته بود كه اين گواه بينش صحيح و روشنفكري اوست و تاريخ اتمام بناي آب انبار و حمامها به سال 1290 ميباشد.» (استادي، رضا، شرح احوال حضرت آيت ا... العظمي اراكي (ره)، 24)

    تفصيل اين موضوع در جاي ديگري بدين شرح آمده است:

    «اين گروه (يهوديان) از تأسيسات و امكانات شهري نظير گورستان، مدرسه و ... برخوردار بودند اما حمامي به آنها اختصاص نداشت. بزرگان اقليتها به مرحوم حاج آقا محمد ابراهيم خوانساري و مراجع و علماي شهر متوسل شدند و چنين عنوان داشتند كه اقليتهاي صاحب كتاب، در بلاد مسلمين تحت حمايت آنان و حكومت اسلام قرار دارند و حاكم شرع متعهد حفظ جان، مال و ناموس و حمايت از آنهاست. حاج محمد ابراهيم خوانساري براي حل مشكل اقليتها پيشقدم شد تا حمامي بسازد كه همه مردم و اقليتها با رعايت مسائل شرعي به راحتي از آن استفاده كنند و اين بنا يادگاري از نحوه رفتار مسلمانان ايراني با اقليتهاي مذهبي باشد. پس دستور داد در زمين مقابل قلعه خود حمام چهار فصل را به نام چهار دين رسمي بسازند.» (كندي، مهدي، راه دانش 13 و 14، 98)

    كنيساي كليميان اراك

    اين كنيسه در خيابان محسني، حدود 100 متر پايينتر از چهار سوق، نبش كوچه مدرسه سپهداري، روبروي كوچه آقا نورالدين قرار داشته و ساختمان آن قديمي بوده است. سال بناي آن دقيقاً مشخص نيست ولي به نظر ميرسد در همان اوان حضور ايشان در شهر ساخته شده است. در جزوه «اقليتهاي ديني در شهرهاي اراك و شازند» آمده است:

    «مساحت بنا حدود 260 متر مربع در ابعاد 16 ´ 16 متر و با ارتفاعي حدود 6 متر داراي دو طبقه بوده است كه كليميان قبلاً مراسم مذهبي خود را در شبهاي شنبه و صبح شنبه به سرپرستي باباجان مرادي در اين مكان برگزار مينمودهاند. اين بنا در بمباران جنگ تحميلي آسيب ميبيند كه به دلايلي از جمله هزينههاي مالي و قلت كليميان كه تعدادشان به حد نصاب جهت برگزاري نماز جماعت نميرسد، مرمت نميگردد.» (روابط عمومي فرمانداري شازند، اقليتهاي مذهبي در شهرهاي اراك و شازند، 1370)

    بنا به اطلاعات ارائه شده از سوي انجمن كليميان، سرپرستي نمازها را تا قبل از سال 1346 مرجع ديني كليميان اراك حاخام رحمت ا... نجاتي و بعد از آن باباجان مراديان به عهده داشتهاند و در اين كنيسه اقامه نماز ميكردهاند.

    اين كنيسه، به دليل عقبنشيني خيابان محسني كاملاً تخريب شده و اكنون در قسمت باقيمانده مغازههايي ساخته شده است. يهوديان در محل بازار سنجان نيز كنيسهاي داشتهاند كه اكنون تخليه و تبديل به مسجد شده است.

    از سال ساخت و مشخصات ديگر اين كنيسه، اطلاعاتي در دست نيست.

    گورستان كليميان اراك

    گورستان كليميان زميني محصور به چهار ديوار و ابعاد 60 ´ 120 متر در خيابان فتح شياكوه ضلع شمالي زمين فوتبال و ضلع غربي خانه معلم اراك بوده كه اكنون جهت احداث پارك (بوستان) از سوي شهرداري تخريب گرديده است.

    بنا به اظهارات انجمن كليميان، زمين قبرستان موقوفه بوده و سند آن از طرف حاج آقا محسن وقف قبرستان كليميان گرديده بود. اخيراً ديوارهاي اين گورستان خراب شده اما نما و قبرهاي آن (تا ابتداي سال 1379- سال تخريب گورستان) كماكان مشهود و سالم بود ولي طبق توافقي كه بين نماينده كليميان در مجلس شوراي اسلامي و اعضاي شوراي اسلامي شهر اراك در پائيز 1378 صورت گرفت، زمين اين قبرستان به منظور احداث پارك به شهرداري واگذار شده است.


    پيشينه تاريخي ارامنه اراك

  • کلیسای ارامنه اراک

    پيشينه تاريخي ارمنه اراك

    اما تاریخچه ورود ارامنه به منطقه اراک و حومه خود داستان جالبی دارد بطوری که: در زمان جنگ های ایران و عثمانی در زمان شاه عباس صفوی برای جلوگیری از هجوم ازبک های ترک عثمانی و سیاست سرزمین سوخته و در امان ماندن ارامنه حومه ایروان که آنزمان جزئی از ایران بود به دستور شاه عباس ارامنه به ایران شهرهای تبریز -جلفای اصفهان-کاشان-...کوچانده شدند و مورد استقبال و حمایت مردم منطقه قرار گرفتند و با توجه به هنر و پشتکاری که داشتند خیلی زود در مناطق جدید صاحب ملک و املاک و خانه و مستقلات شدند.

    سیاست سرزمین سوخته: (طرح ابتکاری مقابله با دشمن در جنگ های شاه عباس صفوی): تمام آبادی های سر راه دشمن را ابتدا از سکنه خالی می کردند(می کوچاندند) بعد هر آنچه که از آذوقه و ... برای پشتیبانی سپاه دشمن به درد می خورد را ازبین می بردند تا سپاهیان دشمن از گرسنگی ضعیف شده و به راحتی قابل شکست بشوند.

    تعدادی از ارامنه کوچانده شده به تبریز به همدان و بعد به دلیل سردسیر بودن همدان با سرماهای گزنده و بسیار شدید در ماههای سرد سال و به منظور ساکن شدن در مناطق بهتر و خوش آب و هوا تر کم کم به ملایر و از آنجا به منطقه پل دو آب روستاهای خسبیجان و جزنق و قلعه گوگدار قلعه عبدالعظیم و...کوچ اختیاری کردند. بعد برای بهتر برگذاری مناسک مذهبی و ساخت کلیسا تصمیم گرفتند به یک نقطه جمع شوند و در کنار هم زندگی کنند و محل روستای گوره زار را که در پایه کوه شاه کیخسرو است را انتخاب و خانه های روستا را به صورت نواری کنار هم مثل دانه های تسبیح بنا کردند که معماری روستا در زمان خود منحصر به فرد بود معماری منظم الگویی از معماری شهری زمان خود.

    روستای گوره زار در دهستان کزاز-بخش شراه(ر مشدد است) در دامنه کوه سنگ شکسته یاکوه شاه کش قرار دارد.

    در فصل دیگری که به ارامنه و دیگر مسیحیان شهر اراک اختصاص داده شده میناسیان ارامنه را مردمی نجیب، مهربان و زحمتکش معرفی می‌کند و می‌‌نویسد: «طبق اسناد موجود، در سال 1894 میلادی (برابر با 1273 هجری شمسی) شخصی ارمنی به نام آودیس توروسیان از شهر جلفای اصفهان جهت کار در شرکت هادسن به شهر اراک آمده است. سپس ارامنه به تدریج بین سال‌های 1902 - 1903 میلادی به این شهر آمده و در آن سکونت گزیدند.»

    تاسیس تجارتخانه‌های فرش باعث شد ارامنه از نقاط مختلف کشور از جمله جلفای اصفهان، تبریز، تهران، همدان و روستاهای ارمنی‌نشین استان مرکزی به منظور کار در تجارتخانه‌ها یا با هدف تصدی مشاغل تولیدی و صنعتی به این شهر نقل مکان کنند. عده‌ای از تاجران ارمنی ساکن کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز به این شهر آمده و شعب تجارتخانه‌های خود را دایر کردند. از سوی دیگر عده‌ای از ارامنه تحصیل‌کرده تبریز به قصد تدریس در مدرسه ملی ارامنه شرف اراک دعوت به همکاری شدند. فرهیختگانی نظیر آرمناک ماکساپتیان و یرواند فرانگیان از ارمنستان به ایران آمده و در اراک سکونت گزیدند.

    خدمات ارامنه شهر اراک در جبهه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از دیگر موضوع‌های مورد بحث این فصل را تشکیل می‌دهد. در سال 1357 ارامنه اراک نیز در کنار هموطنان مسلمان خود در تظاهراتی که منجر به برپایی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شد شرکت کردند و در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به جبهه‌های جنگ شتافتند، شهید، جانباز و مفقودالاثر شدند و یا به عنوان متخصصان فنی به کمک برادران مسلمان خود در جبهه‌های جنگ شتافتند.

    مدرسه ملی ارامنه و کودکستان آرک شاهینیان با بیش از یک قرن فعالیت

    «مدرسه ملی ارامنه شرف اراک» در سال 1287 هجری شمسی نخستین مدرسه ارامنه شهر در ساختمانی سه اتاقه در زمینی که به منظور ساخت کلیسا، مدارس و انجمن‌های خاص ارامنه خریداری شده و توسط عالیجناب کشیش یقیا ینوسیان تقدیس و تبرک شده بود آغاز به کار کرد. با افزایش تعداد دانش آموزان، مدرسه ملی ارامنه شرف اراک به عنوان دومین مدرسه ارامنه در شهر اراک بین سال‌های 1299 – 1300 بنا نهاده شد. با فرسوده شدن ساختمان مدرسه پس از 60 سال، کودکستان، آمادگی و ابتدایی جدید شرف در همان محوطه با طرح نوین مهندسی در سه طبقه و کلاس‌های درس مطابق با استانداردهای روز بنا نهاده شد. مدرسه جدیدالتاسیس فعالیتش را در سال 1365 آغاز کرد و تا سال 1386 به کار خود ادامه داد. کودکستان آرک شاهینیان ارامنه اراک نیز در سال 1310 با هزینه مالی تاجری ارمنی بنام سلیم شاهینیان به یادبود فرزند فقیدش آرک در مقابل ساختمان مدرسه شرف تاسیس شد.




    کلیسای مسروپ مقدس در فهرست آثار ملی ایران

    کلیسای مسروپ مقدس ارامنه اراک که در سال 1914 به سبک معماری کلیسای ارمنی ساخته شد در سال‌های اولیه نام تارگمانچاتس را بر خود داشته است. در سال 2004 میلادی این کلیسا توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مورد مرمت قرار گرفت و در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. همه ساله در تیر ماه به مناسبت عید ساهاک و مسروپ مقدس مراسم زیلرت دو روزه به امر عالیجناب اسقف اعظم سبوه سرکیسیان خلیفه ارامنه حوزه مذهبی تهران و شمال ایران با حضور جمع کثیری از ایرانیان ارمنی در این کلیسا برگزار می‌شود.

    بخشی از فصل «انجمن‌های فرهنگی - ورزشی و اجتماعی ارامنه اراک» به معرفی نام چهره‌های ارمنی فرهیخته‌ای اختصاص داده شده که در اراک به دنیا آمده یا در آن جا سکونت داشته‌اند و یا اصل و نسب آن‌ها به اراک بازمی‌گردند که از میان آن‌ها می‌توان به چهره‌هایی مانند مهندس آلبرت عجمیان صاحب امتیاز و مدیر مسوول روزنامه آلیک، واروژ کریم مسیحی کارگردان، فیلمنامه‌نویس و تدوین‌گر، مرحوم سبوه امیرخانیان، مدیر پیشین انتشارات نائیری و آندرانیک خچومیان نویسنده، مترجم، کارگردان تئاتر و مدیر تولید سینما اشاره کرد.

    آداب و رسوم و شیوه زندگی ارامنه منطقه کزاز

    «منطقه کزاز و روستاهای ارمنی نشین آن»، «باورها و اعتقادات»، «آداب و رسوم و شیوه زندگی ارامنه منطقه کزاز»، «پوشش ارمنیان اراک»، «مراسم عروسی»، «جهیزیه عروس» و «اعیاد مسیحی ارامنه و نحوه برگزاری آن‌ها در منطقه کزاز» عناوین دیگر فصل‌های کتاب ارامنه ایران را تشکیل می‌دهند. این کتاب همچنین در بخشی مجموعه‌ای از لغات و اصطلاحات گویشی ارمنی رایج در منطقه کزاز را معرفی می‌کند.

    بنا به توضیحاتی که در کتاب ارامنه ایران امدهاست.ارامنه اراک در منطقه کزاز زندگی خود را با کشاورزی، دامداری و باغداری می‌گذراندند و و زندگی خانواده‌ها در کلیه روستاهای ارمنی نشین منطقه کزاز به صورت سنتی سپری می‌شد. شایان ذکر است کلیه روستاهای ارمنی نشین منطقه‌های کزاز، شازند و شرا دارای کلیسا بودند.

    بخش پایانی کتاب ارامنه ایران به معرفی روستاهای ارمنی نشین منطقه کزاز، کلیساهای هر کدام، سنت‌ها و شیوه زندگی ارمنیان این منطقه و نیز آمار جمعیتی ارمنی هر کدام اختصاص داده شده است.

    روستاهای ارمنی‌نشین اراک و منطقه کزاز

    «روستای کلاوه»، «روستای گوره زار»، «روستای سیدون»، «روستای ادریس آباد»، «روستای مهاجران ملا ابوالحسن»، «روستای ازنای اراک»، «شهرستان شازند»، «روستای عباس آباد»، «روستای حمریان»، «روستای قلعه گاوگدار»، «روستای حسین آباد»،«روستای علی آباد»، «روستای البرز»، «روستای مهدی اباد» ،«روستای اکبر آباد»، «روستای جزنق»، «روستای قلعه ارزج»، و «دیگر روستاهای ارمنی نشین منطقه کزاز» عناوین فصل‌های پایانی این کتاب را تشکیل می‌دهند.

    هویک میناسیان، پژوهشگر و نویسنده ارمنی، در سال 1331 هجری شمسی در روستای گوره زار بخش شرا شهرستان خنداب واقع در استان مرکزی به دنیا آمد. در سال 1336 به خواست پدرش، زنده یاد ساووق میناس مسیحی، به منظور کسب دانش به تهران نقل مکان کرد و از همان دوران جوانی وارد عرصه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی شد. در سال 1387 توانست عنوان بهترین پژوهشگر استان مرکزی را از طرف سازمان میراث فرهنگی، بنیاد مولانا و فرهنگنامه استان مرکزی از آن خود کند. همچنین در سال 1388 از سوی مدیریت فرهنگی هنری منطقه 8 تهران به عنوان برترین پژوهشگر سال برگزیده شد. وی تا کنون مقالات پژوهشی متعددی در نشریات آلیک، همشهری، شاهد جوان، معلم، هویس و... به چاپ رسانده است.

    میناسیان تا کنون آثار پژوهشی متعددی را به چاپ رسانده که از آن جمله می‌توان به کتاب‌های «سنگ مزار ارامنه»، «گوره زار یادگاری از ایران باستان»، «زندگی‌نامه روحانیون ارامنه حوزه مذهبی ارامنه تهران» و ترجمه کتاب «مرد بی عقل» اثر هوانس تومانیان اشاره کرد. «ارمنیان همدان»، «مسیحیان سلطانیه»، «کلیساهای ارامنه در حوزه خیلفه گری ارامنه تهران» و «ارامنه ایران و روابط دوستانه آنان با ایرانیان در گذر تاریخ (به زبان ارمنی)» عناوین کتاب‌های آماده به چاپ این پژوهشگر را تشکیل می‌دهند.

    چاپ نخست کتاب «تاریخ و فرهنگ ارمنیان اراک و منطقه کزاز» به زبان ارمنی با ویراستاری آرمن داویدیان در 272 صفحه، با شمارگان یک‌هزار نسخه و بهای 12 هزار تومان از سوی انتشارات نائیری منتشر شده است. نسخه فارسی این اثر پژوهشی قرار است از سوی سازمان میراث فرهنگی میباشد.