صفحه اصلی سایت محسنی family

  • به صفحه ای اینترنتی خاندان محسنی اراکی خوش امدید




    تاریخچه مختصر زندگانی امام سجاد(ع)






  • آرامگاه چهار امام شیعه پیش از تخریب در سال ۱۳۰۶ خورشیدی بدست حکام آل سعود

    سجاد

    ابومحمد علی بن حسین ملقب و مشهور به سجاد و زین‌العابدین چهارمین امام شیعیان بعد از پدرش حسین ، عمویش حسن و پدر بزرگش علی بن ابی‌طالب است. او در مدینه به دنیا آمد و در جوانی پدرش را در صحرای کربلا همراهی می کرد، اما به دلیل بیماری در نبرد کربلا شرکت نکرد. پس از کشته شدن پدر و خویشانش به همراه اسرا به کوفه و سپس دمشق منتقل شد اما بعدها اجازه پیدا کرد تا به مدینه برگشته در آنجا انزوا اختیار کرده با عده محدودی از اصحابش رابطه داشت. زان پس زندگی زین العابدین به عبادت گذشت و تعلیماتش بیشتر شکل دعا و نیایش داشت. اثر معروف آن امام صحیفه سجادیه است که در شکل نیایش نگاشته شده است.

    تولد

    علی بن حسین در مدینه به دنیا آمد. بیشتر منابع، تاریخ تولد او را سال ۳۸ هجری ذکر کرده‌اند؛ ولی منابع دیگر سال‌های ۳۳، ۳۶، ۳۷ و ۵۰ هم ذکر کرده‌اند. او دو سال در دوران امامت علی، ۱۰ سال در دوران امامت حسن بن علی (امام دوم شیعیان) و یازده سال در دوران امامت پدرش حسین بن علی زیست. گفته میشود که مادر آن امام شهربانو، دختر یزگرد، آخرین پادشاه ساسانی بوده است از اینرو آن امام ابن الخیرتان، پسر دو بهترین، (قریش در بین اعراب و ایرانی ها در بین غیر عرب ها) نام گرفته بود. بر اساس برخی روایتها مادر آن امام در زمان خلافت به عنوان اسیر به مدینه آورده شد که عمر می خواست او را بفروشد اما علی پیشنهاد داد تا از او بخواهند شوهر دلخواهش را از بین جوانان مسلمان انتخاب کند و جهازش را بیت المال بدهد. عمر این پیشنهاد را پذیرفت و شهربانو حسین پسر علی را انتخاب کرد. علی بن حسین به هنگام حادثه کربلا در سال ۶۱ هجری حضور داشت ولی چون مریض بود، در جنگ شرکت نیافت، و از اینرو، زنده ماند. برای تمایز از برادر بزرگترش (علی اکبر) و عبدالله و علی که در منابع ذکر شده که در جنگ کشته شده‌اند، او را علی اوسط نامیده‌اند. بنابر گزارش‌های جنگ، شمر بن ذی الجوشن خواست تا او را با وجود مریضی بکشد، ولی دیگران (از جمله عمر بن سعد) جلوی او را گرفتند. هنگامی که او اسیر گشت، به فرمان عبیدالله بن زیاد در کوفه، قرار بر اعدام او شد، ولی با التماس‌های عمه‌اش زینب رهایش کردند. او را به همراه زنان، به دمشق، پیش خلیفه یزید فرستادند. در کامل البهایی و البحار به نقل از سهل بن سعد ساعدی آمده که به او گفته است: عازم بیت المقدس بودم که در سر راه گذرم به شام افتاد و یزید بن معاویه اشراف و سران شام را فراخواند و به دور خود نشاند و دستور داد تا علی بن الحسین و سرها و اسرا نزد وی آورده شوند آنها در حالی که با طناب پیچیده شده بودند وارد کردند. علی بن الحسین به او گفت: تو را به خدا ای یزید می دانی که اگر پیامبر ما را به چنین حال و روزی ببیند چه می‌کند همهٔ حاضران به گریه افتادند. یزید دستور داد طناب‌ها را پاره کنند و وقتی که سرها را پیش پایش گذاردند شعری بر ضد حسین بن علی خواند و مجادله‌ای لفظی که به خشونت نیز کشیده شد مابین یزید بن معاویه و علی بن الحسین روی داد. آنچه که تردیدی در آن نیست اینکه یزید بن معاویه و و همدستانش در کربلا با امام حسین و در کوفه و شام با اسرا به گونه‌ای که در تاریخ عرب نظیر ندارد و سابقه نداشته، زشت‌ترین و قبیح‌ترین رفتارها را داشته‌اند.

    موقعیت اجتماعی

    علی بن حسین مورد احترام خاص و عام بود. علاوه بر پیروانش که او را امام چهارم می دانستند، فقهای هفت گانه ی مدینه هم برایش احترام زیادی قائل بودند. از جمله ی این فقها و محدثان می توان از زهری و سعید بن مسیب نام برد که هر چند به دستگاه بنی امیه وابسته بودند اما دست از تحسین وی بر نمی داشتند. گفته می شود که اولین بار زهری بود که لقب زین العابدین را به علی بن حسین نسبت داد. زهری همچنین احادیث زیادی از آن امام نقل کرده است.

    شعر معروف فرزدق در وصف سجاد دلیل دیگری بر محبوبیت آن امام در میان مردم داشت. این شعر بیانگر صحنه ای از احترام مردم به آن امام در مقابل بی توجهی به هشام بن عبدالملک در شلوغی حج بود. داستان از این قرار بود که در هنگام طواف خانه ی خدا سجاد و هشام هر دو سعی داشتند خود را از میان جمعیت متراکم که دور کعبه می چرخیدند به حجرالاسود برسانند. مردم برای زین العابدین کوچه باز کردند در حالی که هشام بیهوده در میان جمعیت تقلا می کرد. خلیفه عصبانی از این واقعه فریاد زد این چه کسی است که مردم چنان احترامی به او می گذارند. فرزدق که در همان حوالی بود در پاسخ پرسش خلیفه قصیده ای سرود که از شاهکارهای ادبیات عرب محسوب می شود. این قصیده همچنین گواهی تاریخی برای این واقعه محسوب می شود

    مرگ

    در روایات شیعه آمده‌است که او با زهر ولید بن عبدالملک کشته شد. تاریخ مرگ او ۹۴ یا ۹۵ هجری قمری است؛ گرچه منابع مختلف سال‌های ۹۲، ۹۳، ۹۹ و ۱۰۰ هجری قمری را نیز ذکر کرده‌اند. او در قبرستان بقیع کنار قبر حسن مجتبی مدفون است.

    در روایات شیعه آمده‌است که او با زهر ولید بن عبدالملک کشته شد. تاریخ مرگ او ۹۴ یا ۹۵ هجری قمری است؛ گرچه منابع مختلف سال‌های ۹۲، ۹۳، ۹۹ و ۱۰۰ هجری قمری را نیز ذکر کرده‌اند. او در قبرستان بقیع کنار قبر حسن مجتبی مدفون است. بعد از مرگش فقرای مدینه متوجه شدند که زندگی آنها به وسیله ی آن امام تامین می شده است. زین العابدین شبانه کیسه های سنگین آذوقه را بر دوش می کشید و به درب خانه ی حدود صد خانوار از مردم مدینه کوبیده در حالی که چهره اش را پوشیده بود تا شناخته نشود به آنها کمک می کرد.

    فرزندان

    او از همسرش، ام‌عبدالله، چهار فرزند داشت . به گفته کولبرگ، او در کل ۱۵ فرزند باقی گذاشت که از ام‌عبدالله بنت حسن بن علی، چهار پسر داشت .

    شیخ مفید اولاد علی بن الحسین را پانزده نفر دانسته: 1.محمد باقر که مادرش امّ عبدالله بنت حسن بوده. 2.عبداالله، دختر او فاطمه مادر اسماعیل پسر جعفر صادق بود. 3.حسن 4.حسین 5.زید 6.عمر 7.حسین اصغر، نیای مرعشیان 8.عبد الرحمن 9.سلیمان 10.علی (کوچک‌ترین فرزند)، نیای سادات تفرش 11.خدیجه 12.محمد اصغر 13.فاطمه 14.علیه 15.امّ کلثوم

    سلسله سادات سجادی تفرش خاندانی ایرانی است با اصالت سید که نسب خود را به سلطان العلما سید احمد می‌رسانند که با پنج واسطه به علی بن حسین فرزند امام حسین بن علی متصل می‌شود. سلطان سید احمد در نیمهٔ اول قرن چهارم در فرار از حکومت عباسیان به تفرش از توابع عراق عجم هجرت کرد چون تحت تعقیب ماموران بنی عباس بود، به هزاوه پناه برد و در ۳۶۰ هجری در حال اقامه نماز شب کشته شد. در زمان شاه عباس کبیر بارگهی بر قبر او بنا گردید که از دیرباز تا کنون مورد توجه مردم بوده است. مزار او در روستای ساروق زیارتگاه مردم منطقه فراهان است.[۱] این سادات در گذر زمان، مهاجرت و منشعب به خاندان یا خانواده‌های مستقل شدند و عمده آنها در شهرستان تفرش که در آن زمان شامل منطقه مرکزی تفرش، فراهان و آشتیان می‌شد سکنی گزیدند.




    فامیل محسنی اراکی







  • سادات کرهرود

    سادات کرهرود سلسله‌ای از سادات بودند که از جد هفتم به بعد در شهر کرهرود واقع در استان مرکزی زندگی می‌کردند. نسب این سلسله به امام سجاد چهارمین امام شیعیان جهان می‌رسد

    نسب‌ شناسی فامیل محسنی اراکی

    شجره‌نامه‌ای از این سلسله وجود دارد که حاج اسماعیل عراقی در پشت کتاب دُرَر آیت الله عبدالکریم حائری یزدی به چاپ رسانده است. بر اساس این متن شجره نامه به صورت زیر بوده است:

    میرعلی محمد بن میرفخرالدین بن سیدهادی بن تاج‌الدین بن سید محمد بن سیدحیدر بن سید محمد (مکی) بن سید غیاث بن سید معصوم بن سید تاج‌الدین بن سید رضی‌الدین بن سید علی بن سید حسن بن سید محمد بن سید محمد بن محمد فخرالدین بن محمدرضی‌الدین بن سید زید بن سید داعی بن سید حسن بن سید محمد بن سید علی بن سید علی (الحریری) بن سید حسن (ابو محمد الافطس) بن سید علی (اصغر) بن امام زین‌العابدین.

    هفتمین جد این دودمان، میرعلی‌محمد مکی است که مدتی قبل از بنای شهر اراک به این منطقه مهاجرت نمود. مزار وی در قبرستانی بنام تخت سید در کرهرود است و با آنکه ضریح ندارد معروف و مورد زیارت و محل نذورات است. قبرستان به اعتبار وی تخت سید نامیده شده است.

    از سید غیاث تا سید علی در شجره‌نامه، از بازماندگان حمله مغول به آوه بودند که از زندگی آنها سندی در دست نیست.

    ورود جد سادات به کرهرود

    تاریخ ورود میر محمد مکی به کرهرود به درستی مشخص نیست. همین‌قدر مسلم است که وی در اواخر قرن دهم و در آغاز قرن یازدهم هجری قمری به سمت کرهرود آمده است، اما مقصد اصلی او شهرهای غرب ایران بود. جریان ساکن شدن میر محمد در کرهرود بدین گونه بوده است؛ گویند هنگامی که وی از آوه به سمت کرهرود رهسپار می‌شود نزدیک غروب خورشید برای ادای فرضیه نماز دنبال آب در اطراف کرهرود می‌گردد، چون آب پیدا نمی‌کند دستی بر خاک می‌زند و آب پدیدار می‌شود. یکی از اهالی که از آن سمت می‌گذشت با تعجب چشمه را می‌بیند و چون هزاران بار از منطقه گذرکرده بوده و چشمه‌ای در آنجا یافت نکرده بود با تعجب به سمت میر محمد می‌رود. میر محمد به وی می‌گوید:«برو به شیخ حسن بگو سید محمد آمده.» رهگذر به قریه کرهرود و نزد شیخ حسن کرهرودی می‌رود و واقعه را بر وی شرح می‌دهد. پس از آن شیخ به دیدار سید رفته و از وی خواهش می‌کند تا برای انجام امور شرعی مراجعان شهرها و روستاهای اطراف (عمدتاً از بروجرد، همدان و ملایر) در کرهرود باقی بماند. میر محمد که احساس کرد وظیفه سنگینی بر دوش وی نهاده شده در قریه کرهرود ساکن شد و ۳۵ سال در حوزه درسی آنجا به فعالیت پرداخت.

    میرعلی‌محمد مکی بنای مدرسه علوم دینی را در قریه کرهرود گذاشت. بعد از تاسیس شهر اراک، دو تن از فرزندان وی به نامهای سیدمحمد و سیداحمد که به سیدین عراق مشهورند، در شهر اراک ساکن شدند

    و اداره و ریاست مذهبی و معنوی شهر را بر عهده گرفتند

    قبرستان تخت سادات

    میر محمد جد اعلای سادات کرهرود، ۳۵ سال پس از ورود قریه وفات یافت. وی را در چشمه‌ای که در کنار آن نماز خوانده بود دفن کردند و از آن روز به بعد محل دفن وی به تخت سادات شهرت یافت.

    افراد مشهور سلسله سادات

    افراد مشهور سلسله سادات پس از ورود به کرهرود: سید میرعلی محمد مکی (جد اعلا) سید احمد (پسر میرعلی محمد) سید محمد (پسر میرعلی محمد) آقا اکبر (از نوادگان سید احمد) آقا مرتضی (از نوادگان سید احمد) آقا جواد (از نوادگان سید احمد) میرزا محمدحسین (از نوادگان سید احمد) میرزا معصوم (از نوادگان سید احمد) سید جلیل (از نوادگان سید احمد) سید اصغر (از نوادگان سید احمد) سید علی (از نوادگان سید احمد) آقا شفیع (از نوادگان سید احمد) (پدر آقانورالدین عراقی) میرزا ابوالقاسم (از نوادگان سید احمد) (پدر حاج آقامحسن عراقی) حاج سید قاسم (از نوادگان سید محمد) حاج آقا رحیم (از نوادگان سید محمد) حاج سید صادقی (از نوادگان سید محمد) حاج سید عبدالرحمن (از نوادگان سید محمد) حاج سید محمدباقر (از نوادگان سید محمد) (پدر آقا ضیاءالدین عراقی)